صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

191

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

گرسنگى همان درد ناشى از خالى بودن معده از غذاست ؛ و در برابر آن سيرى و پرى معده است ، و مجاعة هم ؛ يعنى زمان قحطى و خشكسالى . اگر گرسنگى ادامه يابد قواى جسمانى از هم مىگسلد و توانايىاش تا سر حد مرگ متلاشى مىشود . امّا در سيرى زياد كه همان پرخورى يا اصرار بر خوردن بيش از اندازهء لازم و زياده‌روى در آن است ، زيانبار است و ضررهاى آن كمتر از ضرر و فساد گرسنگى نيست . پس سنّت پسنديده و قانون درست همان است كه خداوند فرموده است : كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا « 1 » ؛ و يا در حديث آمده است : « معده سرچشمهء دردها ، و پرهيز سرچشمهء داروهاست . » گرسنگىاى كه مايهء رشد فكر و اخلاق مىگردد ، همان بسنده كردن به غذاى اندك است كه مايهء آرامش جسم در طول زندگى مىشود . فكر با پرخورى رشد نمىكند و شكوفا نمىشود . در روزه حكمتهاى متعدّدى است كه احتمالا يكى از مهمترين آنها اين است كه شخص مؤمن به شكوفايى و صفاى انديشه پى مىبرد و به آنها علاقه‌مند مىشود ؛ همچنين آرامش جسم از التهاب شهوت و فشار آن در رگهاى خود را حس مىكند و به گونه‌اى مىگردد كه شيطان را از نفسش دور ساخته و شايستگى جانشينى خدا در زمين را پيدا مىكند . بنابراين حكمت بوده است كه در حديث آمده : « شيطان همچون خون در بدن آدمى جريان دارد ؛ با گرسنگى و تشنگى راههاى وى را ببنديد . » و يا در حديث ديگر هم اين معنا قصد شده است كه مىگويد : « گرسنگى ابر حكمت است ؛ و هرگاه بنده گرسنه گردد ، باران حكمت مىبارد . » ابو طالب مكّى در قوّت القلوب از عيسى ( ع ) روايت مىكند كه فرمودند : « جگرهايتان را گرسنگى دهيد و جسمتان را عريان كنيد ، شايد قلبتان خداوند بلند مرتبه را ببيند . » به بايزيد بسطامى گفتند : « به چه چيزى به اين معرفت دست يافتى ؟ » گفت : با شكمى گرسنه و جسمى برهنه . » البتّه منظور از عريانى در اين دو سخن لباس نداشتن نيست ، بلكه منظور اسراف نكردن در آن و بسنده كردن به آنچه كه رفع نياز مىكند ، مىباشد . در حديث مشهور آمده است كه « مؤمن در يك شكم ، و منافق در هفت شكم

--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 31 : بخوريد و بياشاميد ، ولى زياده‌روى نكنيد .